داستانی را که Killzone: Mercenary در پیش می گیرد نسبت به حجم بازی و طول مدت ساختش شاید در حد کیلزون های قبلی نباشد ولی از حد استاندارد پایین تر نیست.شما در ابتدا با Arran Danner آشنا می شوید.مزدوری که اسم بازی هم از خصوصیت وی گرفته شده است.اگر کیلزون های قبلی و مخصوصا سه گانه را بازی کرده باشید قطعا درک داستان بازی آسان تر خواهد بود.دَنر در اصل یکی از سرباز های گروه مشور Interplanetary Strategic Alliance است که به هیچ وجه در مورد قبول کردن قرار داد های ISA مردد نیست.جنگی که بین هلگاست ها و ISA را تا آخر بازی می بینیم و با این که شخصیت پردازی دَنر و شخصیت های فرعی به خوبی انجام شده ولی نداشتن پیچش های داستانی در بازی از موارد ضعف این بازیست.کمی شخصیت پردازی را باز تر کنیم: Arran Danner شخصیت اصلی بازی که در اصل از نیروهای Phantom Talon Corp است در سال ۲۳۵۷ در حال خدمت در این جوخه است.دلیلی که باعث می شود شخصیت پردازی بازی و داستانش را ضعیف بدانیم لال بودن دَنر در بازیست.نه در کات سین ها و نه در طول بازی یک کلمه از وی حرف نمی شنویم و به همین خاطر فقط از طریق خاطراتش در Phantom Talon می توانیم گذشته اش را درک کنیم.شخصیت پردازی او پر از عیب و نقص است مثلا کوروو آتانو در Dishonored شاید لال باشد ولی با کمک دیالوگ هایی که در جای جایِ بازی نهفته هستند می توانیم وی را یکی از بهترین شخصیت های خلق شده در این صنعت بدانیم. معنای کلمه ی مزدور را وقتی می توان درک کرد که دَنر به ازای گرفتن پول بیشتر قراردادش را با ISA کنسل می کند و با هلگاست ها همکاری می کند و یا برعکس.این اتفاقات در روند داستانی عجیب نیستند.